تبليغاتX
همه چیز در باره ی ما - برای تو مجید
در این وبلاگ از عاشقانه ها خواهم نوشت / از عاشقانه هایم از دلتنگی هایم از سینما
پدر رفت

چه تلخ و چه غریب!

به هر جا می نگری سایه ی او را می بینی

همه از او می گویند

کا غذ ها و دستگاه چاپ خون گریه می کنند

چاپ خانه به سوگ نشسته است

پدر

تنها کسی که لبخند بر لب دارد

عکس ها به تو می خندند

او چیزی می گوید

تو نمی شنوی!

دوباره می گوید

باز هم...

این بار فریاد می زند

برای تو مجید

زندگی و دیگر هیچ

+ نوشته شده در  2007/4/22ساعت 6 PM  توسط همایون  |