سقراط: نیکی یا خیر را به نشانه ی نهایت حقیقت منشا وجود و با لاترین موضوع شناخت معرفی می کند
افلاطون:واقعیت های که توسط ذهن قابل درک هستند
من:حقیقت این است که هیچ حقیقتی نیست.پس هیچ حقیقتی نیست نیز نیست
من نیستم.من نیستم نیست.من نیستم نیست نیست.
یکی:حقیقت خداست حقیقت ماییم
من:خدا نسیت.خدا نسیت نیز نیست.من نیستم.شما شاید
شاید نیست.قطعیت نیست
عدم قطعیت نیست....
همه ی اینها می شود : هیچی نیست
پ.ن: هیچی نیست هم نیست